بعد از یه عالمه نبودن..
او ه ه ه بعد از یه عالمه بازم اومدم قلقله مامان چقد دلم تنگ شده بود برای اینجا یه عالمه نوشتنی دارم اگه حافظم یاری کنه قبل از تولد 2 سالگیت یعنی 4 شهریور وقت آتلیه داشتی که بابایی به خاطر عمل مامان فریده (که البته به زبون تو میشه مامان بریده) با ما نیومد و باید میرفت بیمارستان به خاطر همینم من و شما و خاله سر ساعت خودمون و رسوندیم آتلیه. به محض رسیدن شیطنتای جنابعالی ام حسابی گل کرد و منم چون پام در رفته بود نمیتونستم کنترلت کنم بیچاره خاله حسابی از دست شیطنتای تو که مبادا دسته گل به آب بدی کلافه شده بود بعد از انتخاب دکورا وقتی وارد سالن شدیم برای دکور اول و دوم تقریبا خوب بودی ولی بعد از اون خیلی سخت همکاری میکردی بیچاره خال...
نویسنده :
مامانی امیرحسین جونی
7:14


